ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

94

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

حاصل ارتفاعات ده هزار دينار به مرتزقه مىرسد . غازان بعد از آن به دوستدارى و هواخواهى على و اهل بيت رسول صلّى اللّه عليه تولّى ، و خذلان معاندان ايشان تبرّا نمود . و جملهء راه شام تا بر حبه رسيدن در استنحاب ؟ ؟ ؟ ( ؟ ) و استكشاف اين حال بود . و از جملهء ملازمان حضرت امير ترمتاز كه مقرب و ايناق بود با او در مراير اين سراير هم راز و در نواى راست و مخالف هم‌آواز . به ايراد اين روايات و القاى اين حكايات با او استيناس و استرواح مىنمود ، و فرمود كه معلوم شد كه از مسلمانان و خويشان بر خاندان رسول چه ظلمهاى صريح رفته است ! پس من كه پادشاه وقتم و فرمان ده عهد واجبست اظهار حق كردن ، و حق در نصاب خود قرار و آرام دادن و صواب بر خطا و حق بر باطل رجحان نهادن . و بعد از يكچند تأمل و تفكر از ائمهء دين و فتاوى يقين استيظاف و استفسار نمود كه خطبه‌اى برين سياقت كه علما بر منابر ايراد مىكنند بر وفق كلام ربانى و نص حديث نبويست يا نه ؟ به پاسخ گفتند : آنچ به موجب كلام و سنت رسول است ذكر حق تعالى و نسبت رسول و ذكر پادشاه عادل وقتست ، و ذكر خلفاى راشدين و امراى مهديّين سنت و وضع آل عباس است به رغم انف آل على و طايفهء سادات . غازان خان عادل فرمود كه : متابعت عباسيان فاسق فاجر زانى بىوضوح بيّنتى و برهان حجّتى واجب نيست . باز پرسيد تحيّت برين نسق كه در نماز مىخوانند به نص كلام خداى تعالى و حديث رسولست يا در آن نيز خبط و تغييرى هست ؟ گفتند به اتفاق جملهء مذاهب مختلف بر آن مزيدى و تغيير و تبديلى نرفته است . پادشاه فرمود كه قياس خطبه بر تحيّاتست كه فرمود « اللّهم صلّ على محمّد و على آل محمّد » و نفرموده كه « على اصحابه و آله » . ذكر خلفاى سه‌گانه 89 در خطبه بدعت است و از آن اهل بيت و على كه مقدم ايشانست واجب ، و من نام